المحقق السبزواري

835

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

« و بسيار گردان مدارست با عالمان و دانايان ، و مناطقت و مكالمت با حكيمان در ثابت ساختن آنچه امر بلادت بر آن بر صلاح و انتظام است ، و اقامت آنچه مردمان به سبب آن پيش از تو مستقيم بوده‌اند » . غرض آنكه از تجارب ايّام علم حاصل شده كه امر هر ملكى به چه وضع نيكو باشد ، و در زمانهاى پيش امور آن ديار به چه مستقيم بوده ، و شناختن آن از مدارست علما و مكالمت حكما حاصل مىشود . پس ، بايد كه والى اين طريقه را معمول سازد . « و اعلم أنّ الرّعيّة طبقات لا يصلح بعضها إلّا ببعض ، و لا غنى ببعضها عن بعض : فمنها جنود اللّه ، و منها كتّاب العامّة و الخاصّة ، و منها قضاة العدل ، و منها عمّال الإنصاف و الرّفق ، و منها أهل الجزية و الخراج من أهل الذّمّة و مسلمة النّاس ، و منها التّجّار و أهل الصّناعات و منها الطّبقة السّفلى من ذوي الحاجة و المسكنة . » يعنى : « بدان كه رعيّت طبقه‌ها و صنفهايند كه صلاح و استقامت امر بعضى از آن طبقات بدون بعضى ديگر نمىشود ، و هيچ‌يك را استغنا از ديگرى نيست ؛ از آن جمله ، جنود خدايند - يعنى ، سپاهيان و مجاهدان و اهل بأس و سطوت و مباشران حروب - و از آن جمله ، نويسندگان عامّه و خاصّه‌اند ؛ و از آن جمله ، قاضيان به عدل و دادند ؛ و از آن جمله ، عاملان باانصاف و رفقند ؛ و از آن جمله ، اهل جزيه و خراجند از روميان و مسلمانان كه خراج بر ايشان لازم است ؛ و از آن جمله ، سوداگران و اصحاب صنعتها و پيشه‌هايند كه در صنايع و حرفت خود متعاون يكديگرند ؛ و از آن جمله ، طبقهء فروترند كه اهل احتياج و فقر و مسكنتند . » « و كلّ قد سمّى اللّه [ له ] « 1 » سهمه ، و وضع على حدّه و فريضته « 2 » في كتابه أو سنّة نبيّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم عهدا منه عندنا محفوظا . » يعنى : « هريك از اين طبقات را بتحقيق كه خداى عز و جلّ نام برده سهم و بهرهء او را ، و

--> ( 1 ) . اصل ندارد ، اينجا از ديگر نسخ افزوده شد . ( 2 ) . چاپ صبحى صالح ، ص 432 : « على حدّه فريضته . »